برای مطالعه مطالب این وبلاگ به آرشیو موضوعی مراجعه کنید


اولين باري كه از مهمترين حوادث زندگي اين واليباليست پرسيدم، يك ماه فرصت خواست تا خاطراتش را تعريف كند. يك ماه بعد به قول خودش، خاطرهاش را سانسور شده تعريف كرد: بهترين حادثه زندگيام، به دنيا آمدن پسر
2سالهام اميرمحمد بود. بدترين حادثه نيز اين بود كه موقع به دنيا آمدنش كنارش نبودم.
افشار موقع تولد پسرش در اردوي تيم ملي بوده: اگر چه اردو در تهران بود، اما چون پسرم نيمهشب به دنيا آمد نتوانستم در كنار همسر و فرزندم باشم. شرايط ايجاب ميكرد كه از اردو خارج نشوم.
افشار ادامه ميدهد: همسرم از اين موضوع بسيار ناراحت بود. اما چيزي بروز نميداد. بعد از 2 سال هنوز آن ماجرا را به ياد دارم و ناراحتم كه نتوانستم كنار خانوادهام باشم.

بزرگترين آرزوي عليرضا نادي چيست؟
اول سلامتي خانوادهام و بعد از آن هم موفقيت تيم ملي و باشگاهم.
بزرگترين حسرت زندگي؟
اين كه نتوانستم جواب زحمات پدرم را بدهم چون ايشان خيلي زود از بين ما رفت و نتوانستم. البته هيچ وقت هيچ فرزندي نميتواند جواب محبتهاي پدر و مادرش را بدهد اما اي كاش پدرم بود و اينقدر حسرت نميخوردم.
بزرگترين افتخار زندگيات؟
انتخاب همسرم بزرگترين افتخار زندگيام است. جدا از زن ذليلي اين را از صميم قلب گفتم.
اگر همين الان 100 ميليارد تومان به تو بدهند، چه كار ميكني؟
خرجش ميكنم. خيلي دوست دارم پول خرج كنم. البته 100 ميليارد پول خيلي زيادي است اما تا جايي كه بتوانم خرج ميكنم. به ديگران كمك ميكنم و چيزهايي كه دوست دارم ميخرم.
اگر يك ساعت از عمرت باقي باشد، در آن يك ساعت چه كار ميكني؟
زندگي ميكنم. به اطرافيانم محبت ميكنم و از طبيعت لذت ميبرم.
به مرگ فكر ميكني؟
هميشه به اين موضوع فكر ميكنم. بعد از فوت پدرم وقتي به بهشت زهرا ميروم، در آنجا به مرگ فكر ميكنم. آدم آنجا راحت ميشود و ميفهمد كه خانه آخر همين جاست. سكوت آنجا هم تلخ است و هم شيرين.
اوضاع پول در واليبال چطور است؟
بد نيست، خدا را شكر خوب است ولي پول فوتبال كجا و پول در واليبال كجا؟ واقعا پولي كه در فوتبال است با واليبال قابل مقايسه نيست اما الان اسپانسرهاي خوبي آمدهاند و شركتهاي خصوصي در واليبال سرمايهگذاري خوبي كردهاند. سرمايهگذاري بخش خصوصي باعث ايجاد رقابت خيلي خوب و سالم شده و از نظر مالي هم براي واليباليستهاي ما خوب شده است. واليبال باشگاهي ما كمكم دارد حرفهاي ميشود. ليگ خوب، منظم، پويا و حرفهاي به تيم ملي ما هم سرايت ميكند و تيم ملي خوبي خواهيم داشت. تيم ملي از دل ليگ بيرون ميآيد و اگر ميخواهيم تيم ملي قدرتمند و مقتدري داشته باشيم، بايد ليگ خوب و حرفهاي داشته تا آن را به تيم ملي انتقال دهيم.
دوست نداشتي به خاطر پول خوبي كه در فوتبال است، فوتباليست ميشدي؟
من فوتباليست بودم. من دروازهبان بودم اما متاسفانه دستم شكست و به همين دليل رشته ورزشيام را عوض كردم و واليبال را انتخاب كردم. البته از اين انتخاب كاملا راضي و خوشحالم چون در واليبال به تيم ملي رسيدم و بازيكن موفقي شدم.
فوتبال را در رده باشگاهي بازي ميكردي؟
در مسابقات مناطق تهران شركت كرديم و عضو تيم مناطق تهران شديم. من دروازهبان منتخب مناطق تهران شدم؛ اما شكستگي دستم مرا يك سال خانهنشين كرد و وقتي دستم خوب شد، رشته ورزشيام را عوض كردم، چون ديگر از دروازهباني ترس داشتم و هنوز هم دارم؛ اما اگر رشته ورزشيام را عوض نميكردم، الان دروازهبان شماره يك تيم ملي بودم.
تو كه دروازهبان بودي، كار سيدمهدي رحمتي را چطور ميبيني؟
گلر خوب و نترسي است و يكي از عوامل صدرنشيني سپاهان و موفقيت تيم ملي در بعضي از بازيها، حضور رحمتي بوده است. رحمتي خيلي از موقعيتهاي خطرناك را ميگرفت كه اگر او نبود، در خيلي از بازيها موفق نميشديم. او جسور و نترس است و رفلكسهاي خيلي خوبي دارد و تا 3ـ 4 سال ديگر كسي نميتواند جايش را در تيم ملي بگيرد.
اما ابراهيم ميرزاپور اعلام كرده پيراهن شماره يك تيم ملي را از رحمتي پس ميگيرد؟
(خنده) نظر شخصي ايشان است و احترام ميگذاريم. اين رقابت باعث پيشرفت گلرهاي ما ميشود.
اين كه ميگويند داورزني به عنوان رئيس فدراسيون واليبال حاصل دسترنج يزدانيخرم را ميبرد را قبول داري؟
آقاي يزدانيخرم 17 سال رئيس فدراسيون واليبال بود و توانست افتخارات خوبي به دست آورد. من در باشگاه صنام با آقاي داورزني كار كرده بودم و از ايشان شناخت كامل داشتم. ايشان ادامهدهنده راه يزداني خرم بود ضمن اين كه سير صعودي هم داشتند و برنامههاي خوبي ارائه كردند و تدارك خوب ايشان براي تيم ملي باعث شد افتخارات جديدي به دست آوريم. ما با تيم صنام همراه با آقاي داورزني قهرمان ليگ ايران و باشگاههاي آسيا شديم. ايشان قبل از حضور در فدراسيون سابقه خوبي در واليبال داشتند.
اگر قرار باشد به عنوان يك مليپوش با داورزني كه رئيس فدراسيون واليبال است درد دل كني، به او چه ميگويي؟
هيچ وقت چنين موقعيتي پيش نيامده و هميشه تعامل بين ما بوده و كارهايي كه خواستم انجام شده و جاي گله و شكايت و درد دل نبوده است. اگر هم مشكلي باشد به ايشان مراجعه ميكنم ولي هر امكاناتي كه خواستهايم، آقاي داورزني در اختيار ما گذاشتهاند.
ثمره ازدواج تو چه بوده؟
يك پسر به نام عرشيا كه در آستانه 3 سالگي است.
همسرت چه تاثيري در زندگي قهرماني تو داشته است؟
تاثير همسرم خيلي زياد بوده است و بعضي اوقات صددرصد بوده، چون ايشان فارغالتحصيل روانشناسي است و نقش بسزايي در زندگي ورزشي من دارد. داشتن همسر خوب در تمام مسائل ميتواند كمك بسيار خوبي باشد. همسر خوب يك تكيهگاه خوب است.
زنذليل هم كه هستي؟
نه، اما بعضي مواقع (خنده)
زنذليلترين بازيكن تيم ملي واليبال؟
از اين سوال بگذريم بهتر است. شما بنويس نداريم؛ اما باور نكنيد.
خوشتيپترين مليپوش واليبال ايران؟
مهدي مهدوي.
بيريختترين مليپوش؟
نداريم. در واليبال همه خوشتيپ هستند.
بامزهترين بازيكن تيم ملي؟
زياد داريم، اما محمد محمدكاظم از همه بامزهتر است.
و بيمزهترين؟
خوشبختانه در تيم ملي بيمزه و نچسب نداريم. ورزشكاران روحيه شادي دارند.
دوست داري پسرت هم واليباليست بشود؟
من دوست دارم؛ اما كار خيلي سختي است. ورزش حرفهاي سخت است؛ ولي انتخاب آخر با خودش است. من راهنمايياش ميكنم. الان همه را خسته كرده، چون هم واليبال، هم فوتبال و هم بسكتبال را خوب بازي ميكند. عرشيا استعداد ورزشي بالايي دارد؛ اما راهش را خودش بايد انتخاب كند. من فقط ميتوانم راهنمايي و مشاوره به او بدهم.
صعود كنيم به نفع واليبال است
مسابقات جامجهاني ايتاليا در پيش است. در مورد اين تورنمنت بزرگ چه صحبتي داري؟
هميشه در جامجهاني بهترين تيمهاي دنيا حضور دارند كه ما هم توانستيم به عنوان يك تيم بزرگ خودمان را مطرح كنيم و جواز حضور در اين مسابقات را به دست آوريم. با اين صعود، حالا دنياي واليبال به ايران جديتر و متفاوت نگاه ميكند. اين بازيها نقطهعطف واليبال ايران خواهد بود. هدف ما مسابقات گوانگجو چين است و جامجهاني ميتواند بازيهاي تداركاتي خوبي براي ما باشد تا در گوانگجو نتايج درخشاني بگيريم. اگر با برنامهريزي و تدارك خوبي به ايتاليا برويم و كمي هم خوششانس باشيم، ميتوانيم به دور دوم اين مسابقات صعود كنيم.
در گروه ما ايتاليا، مصر و ژاپن حضور دارند و به نظر نميرسد صعود از اين گروه كار راحتي باشد. واقعا فكر ميكني از اين گروه صعود ميكنيم؟
ما سابقه بردن مصر و ژاپن را داريم و در جامجهاني هم بايد آنها را ببريم تا به عنوان تيم دوم از گروهمان صعود كنيم. اگر ايتاليا را هم ببريم، ميتوانيم به عنوان تيم اول به مرحله بعد برويم اگر به عنوان تيم دوم هم صعود كنيم، براي كل واليبال ما خوب است.
| سرمربي تيم واليبال داماش گيلان: تجربهي بازيكنان باعث برد برابر جواهري گنبد شد |
حسين معدني پس از برد تيمش مقابل تيم بازرگاني جواهري گنبد در دور رفت رقابتهاي حذفي گفت: با استفاده از تجربه بازيكنان در لحظات حساس توانستيم برنده اين ديدار باشيم.
سرمربي تيم واليبال داماش گيلان در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار كرد: مرحله پلي آف رقابتهاي ليگ برتر از حساسيت خاصي برخوردار است و دو تيم با فشار رواني بازي را شروع كردند ولي تجربه بازيكنان ما باعث شد بتوانيم برنده اين ديدار باشيم. تيم ما در دريافت اول ضعيف بود ولي در سرويس و دفاع خوب كار كرديم.
معدني در خصوص تيم گنبد افزود: بازرگاني جواهري گنبد تيم بسيار خوبي است و در گنبد واقعا خطرناك است. دو، سه بازيكن فوق ستاره دارد كه بسيار خوب بازي ميكنند.
وي درمورد با ديدار دور برگشت كه روز چهارشنبه برگزار ميشود، گفت: براي ديدار دور برگشت بايد روي مسايل روحي و رواني كار كنيم تا بتوانيم تمركز خودمان را حفظ كنيم و بازي خودمان را ارائه دهيم. از نظر فني هم تلاش ميكنيم اشتباهات بازي قبل را جبران كنيم.
يك اتفاق سرنوشتساز خياباني
صادقياني در ردههاي سني مختلف عضو تيم ملي واليبال ايران بوده و اكنون نيز ملي پوش است.

پيوستن آرش صادقياني به تيم ملي، به گفته خودش، بهترين حادثهاي است كه در زندگياش اتفاق افتاده و داستاني دارد. صادقياني ميگويد: يكي از اقوام ما داور واليبال بود و ما يك بار كاملا اتفاقي همديگر را در خيابان ديديم. او به من گفت كه كانون واليبال مسابقات انتخابي گذاشته و بهتر است بروي و امتحان بدهي. اولين باري كه من به مسابقات انتخابي تيم ملي نوجوانان رفتم، در ميان 40 نفر نام من خط خورد. به من گفتند قدت كوتاه است. اما سرمربي خارجي تيم نظر ديگري داشت. ميگفت كه من دستهاي كشيدهاي دارم و ميتوانم پيشرفت كنم.
سرمربي نامهاي به رياست فدراسيون مينويسد. سرمربي در نامه به فدراسيون خواست كه من مجددا به اردو دعوت شوم و بعد كم كم وارد 12 نفر اصلي، بعد 6 نفر اصلي شدم و در مسابقات بعدي هم به عنوان بهترين سرويس زن انتخاب شدم.
صادقياني ادامه ميدهد: در عرض دو سه ماه، زندگي من عوض شد. پيشرفت فوقالعادهاي داشتم و تا كنون هم روند موفقيت هايم ادامه داشته است. ديدن يكي از آشناهايمان در خيابان و خبردار شدن من از مسابقات انتخابي اين طور مسير زندگي مرا عوض كرد.
29 فروردين، پليآف واليبال

آرش جوانتر از آن است كه حوادث زيادي را به خاطر بياورد. اما از زماني كه وارد دنياي واليبال شده، روزهاي كم حادثهاي نداشته است. مثل چند ماه پيش، زماني كه قرار بود تيم ملي واليبال را در فيليپين همراهي كند، گرفتار يك حادثه شد. او در اين باره توضيح ميدهد: در يكي از تمرينات بدنسازي كه در اردوي تيم ملي پيش از سفر به فيليپين داشتيم، ضربه پاي يكي از دوستانم به پاي من باعث شد دچار كشيدگي رباط پا شوم. به همين دليل هم همراهي تيم را در فيليپين از دست دادم و به مدت يك ماه خانه نشين شدم.
از او ميپرسم از بازيكن هم تيمياش به خاطر اين مساله گلهمند شده يا نه؟ پاسخ ميدهد: ورزش حرفهاي حادثه و مصدوميت هم دارد. چنين چيزي گله ندارد چون تعمدي در كار نبوده و يك حادثه اتفاق افتاده است.
او از اولين حضورش در تيم ملي بزرگسالان به عنوان شيرينترين حادثه زندگياش ياد ميكند و ميگويد: من واليبال و فوتبال را به صورت حرفهاي دنبال ميكردم و به هر دو ورزش علاقه زيادي داشتم. در فوتبال شكست خوردم و به همين خاطر تمام توانم را روي واليبال گذاشتم. اگر دوستانم روزي دو ساعت تمرين ميكردند، من 6 ساعت تمرين ميكردم. به طوري كه وقتي به خانه ميرسيدم بدون اينكه شام بخورم خوابم ميبرد. فكر ميكنم نتيجه تلاشهايم بود كه به تيم ملي دعوت شدم.
اما قد 198 سانتيمتري آرش نيز دردسرهاي زيادي براي او به وجود ميآورد. مثل اتفاقي كه چند روز قبل از اين مصاحبه در فرودگاه براي او افتاد: به كافي شاپ فرودگاه رفتم تا نسكافه بگيرم. سرم با تابلوهاي تبليغاتي كه از سقف آويزان بود برخورد كرد و به شدت درد گرفت و مقداري هم خونريزي كرد. ميشود گفت مصدوم شدم. به خاطر قدم از اين دردسرها زياد ميكشم. وقتي سقف كمي كوتاه است چنين بلاهايي سرم ميآيد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

كمالوند از بازيهاي قهرماني نوجوانان آسيا ميگويد و حادثهاي كه هرگز از ياد نبرده: قرار بود 2 ماه بعد از بازيهاي قهرماني آسيا به بازيهاي جهاني برويم و من از اين موضوع بسيار خوشحال بودم. اما يك اتفاق غير منتظره افتاد و من باز ماندم.
در بازي ما قبل فينال اما كمالوند پايش ميشكند: با كره بازي ميكرديم و من هم حضور خوب و درخشاني داشتم تا بازيكن هم تيميام بشدت با من برخورد كرد و پاي من شكست. به 3 ماه استراحت محكوم شدم و وقتي بچهها داشتند ميرفتند جام جهاني من گريه ميكردم.
اما بقيه به او دلداري ميدادند: همه ميگفتند تو اول راهي و هزار راه نرفته داري. ناراحت نباش باز هم به جام جهاني ميروي.
همين اتفاق هم ميافتد. كمالوند با تيمهاي ملي جوانان و بزرگسالان همراه ميشود و بارها و بارها به مسابقات جهاني ميرود و رفع دلتنگي ميكند.
